تازه ها
گواردیولای ایران! / کاریکاتور

اخبار ورزشی - خبرآنلاین
توئیت افشار درباره حضور زنان در استادیوم / عکس
مدل موی زنانه جدید

جدیدترین مدل موی زنانه
انواع مدل موی زنانه
تصاویر مدل موی زنانه
مدل موی زنانه برای جشن و مهمانی
مدل موی زنانه کوتاه
زیباترین مدل موی زنانه
عکسهای مدل موی زنانه
مدل موی زنانه ودخترانه
مدل های زیبا از مدل موی زنانه
جدیدترین تصاویر مدل موی زنانه
گردآوری: بخش زیبایی بیتوته
تصاویر روز دوم و سوم جشنواره کن

به گزارش کافه سینما، در روز سوم جشنواره کن دو فیلم دیگر به نمایش درآمد و ستاره های فیلم ها روی فرش قرمز جشنواره رفتند. از سوی دیگر برخی ستارههای بین المللی نیز امروز در کن حضور داشتند. در ادامه تصاویر انتخابی ما از سومین روز جشنواره کن را مشاهده می کنید. تصاویری از ژولیت بینوش، آیشواریا رای، کن لوچ، ژان میشل ژار و...
استفاده از اینترنت روی نمرات بچه ها تاثیر می گذارد

مدل لباس های کتایون شهابی در جشنواره کن Canns 2016

احمدی نژاد؛ رییس جمهور سابق یا نامزد انتخابات؟

سوء استفاده عجیب از محسن چاوشی

خانم ها با چشم چرانی مردان کنار بیایید !

شیطان درباره ی دامهای خود می گوید
اول سلام دوست خوبم .... مطلب کمی طولانی و تو دوست من شاید حوصله نکنی همه ی مطلبو بخونی ...اما ازت خواهش دارم این پستو مثل پست های قبلی تا اخرش بخونی ... خیلی جالبه ..
حضرت امام رضا (ع) از اجداد خود نقل نمود که : شیطان از زمان حضرت آدم (ع) تا هنگامی که حضرت عیسی (ع) به پیغمبری رسید , نزد پیامبران رفت و آمد داشت و با آنان سخن می گفت یا سوالهایی مطرح می کرد . با حضرت یحیی (ع) بیشتر از سایر پیامبران رفت و آمد داشت . روزی حضرت یحیی (ع) به شیطان فرمود : ای ابومره (:ابومره لقب شیطان است :) مرا به تو حاجتی است . شیطان گفت : قدر تو از آن بزرگتر است که بتوانم حاجت تو را رد کنم . آنچه می خواهی بپرس تا پاسخ گویم .
حضرت فرمود : میخواهم دامهای خود را که با آنها بنی آدم را گرفتار می کنی به من نشان دهی !
آن ملعون پذیرفت و روز دیگر برای این منظور به حضرت وعده داد . در وقت صبح بعد , حضرت در خانه را باز گذاشت و منتظر او نشست . ناگهان دید که صورتی در برابرش ظاهر شد که رویش مثل میمون , بدنش مانند خوک , طول چشمهایش در طول رویش و دهانش در طول رویش است و دندانهایش یک پارچه استخوان بود . چانه و ریش نداشت و دو سوراخ بینی او به طرف بالا بود . آب از چشمش می ریخت و چهار دست داشت که دو دست در سینه و دو دست دیگرش در دوش او بود . پشت پاهایش در جلو و انگشتان پاهایش در عقب بود ! حضرت دید که آن ملعون قبایی پوشیده و کمربندی روی آن بسته و بر آن کمربند رشته و نخ هایی رنگارنگ آویخته که بعضی سرخ و بعضی سبز و به هر رنگی بر سر نهاده و بر آن قلابی را آویزان کرده بود ! به محض اینکه حضرت یحیی (ع) او را در این شکل دید , از او پرسید : این کمربند چیست که در میان داری ؟ گقت : این علامت انس گیری و محبوبیت است که من پیدا کرده ام و برای مردم نیز زینت داده ام .
حضرت فرمود : این رشته های رنگارنگ چیست ؟
گفت اینان گروههای زنان هستند که مردم را با رنگهای مختلف و رنگ آمیزیهای خود می ربایند ! حضرت فرمود : این زنگ که در دست داری چیست ؟ گفت : این مجموعه ای است که همه ی لذتها در آن جمع شده است . وقتی که جمعی به شراب خوردن پرداخته و لذتی نبرند , این زنگ را به حرکت درمی آورم تا مشغول خوانندگی و ساز شوند . هنگامی که صدای آن را شنیدند , از طرب و شوق از راه به در میروند .
حضرت فرمود : چه چیز بیشتر موجب کامیابی تو میگردد ؟ او گفت : زنان .آنان تله هایم هستند . وقتی نفرین ها و لعنتهای صالحان بر من جمع می شود , نزد زنان می روم و از آنان سرخوش می شوم ! حضرت فرمود : این کلاه خود برای چیست ؟ او گفت : با این کلاه خود , از نفرین های صالحان خود را خفظ می کنم . حضرت فرمود : این قلاب که بر کلاهت آویزان است ,برای چیست ? گفت : با این , دلهای صالحان را می گردانم و به سوی خود می کشم . سپس حضرت فرمود : آیا تاکنون هرگز به من دست یافته ای ؟ او گفت : خیر , ولی در تو یک خصلت است که مرا خرسند می کند ! حضرت یحیی (ع) فرمود : آن چیست ؟ شیطان گفت : هنگام افطار , کمی غذا بیشتر می خوری و این موجب سنگینی تو می شود و دیرتر به عبادت بر می خیزی . حضرت فرمود : من با خدا عهد کردم که هرگز از غذا سیر نشوم تا خدا را ملاقات کنم . شیطان هم گفت : من نیز عهد کردم که دیگر هیچ مسلمانی را نصیحت نکنم تا خدا را ملاقات کنم . سپس بیرون رفت و دیگر به خدمت آن حضرت نرسید